تبليغاتX
بلوک هفت

نگاهي به مجموعه شعر «هواي هرات» علي الفتي 

به قلم يزدان سلحشور در روزنامه ايران

اگر«دچار»كلمه مثبتي باشد!

يك : فقدان خط يك
دهه هشتاد شمسي به پايان خود نزديك مي‌شود و قيل و قال‌ها بر سر «مفهومي» به نام «شعر هشتاد» بالا گرفته و البته چندان بلند نيست كه در دهه‌هاي چهل، پنجاه، شصت و هفتاد شنيده مي‌شد آرام‌تر است نجواتر است و بي‌رسانه‌تر؛ شايد به اين دليل كه چيزي جز باز توليد همان تجربيات پيشين نيست [به روايتي]، يا اين كه خيلي جلوتر از زمانه است [به روايتي ديگر كه البته اين نظر، بازتاب همان راديكاليسم ادبي دهه‌هاي پيشين است]؛ به گمان من شعري كه در دهه اخير توليد و منتشر شد [مگر در قوالب كلاسيك كه شاهد رويكردهاي پيشنهاد دهنده‌اي بوديم] چيزي نبود مگر يك «مكتب بازگشت» ناكارآمد كه هيچ «خط يكي» نداشت [اگر بخواهيم نظامي‌اش را بگوييم!] يعني شعر راديكال در اين دهه حضور نداشت و هر چه ديديم باز توليد راديكاليسم‌ دهه‌هاي پيشين بود و با اين اوصاف، شعر متعادل پيشنهاددهنده هم نمي‌توانست به رويكردي جمعي بدل شود [چون پيش خودمان بماند. شعر متعادل پيشنهاد دهنده، عين «خط دو»ي تثبيت كننده است وقتي شما «خط يك» براي حمله نداريد، «خط دو» معني ندارد!] اما اين بازتوليدها البته به مذاق نسل نوي شاعران [و نه مخاطبان، چرا كه مخاطبي ديگر نمانده؛ فقط شاعران جوان مانده‌اند كه همديگر را تشويق و تقبيح مي‌كنند و صندلي به هم تحويل مي‌دهند براي رسيدن به تريبون «خوانش»!] خوش آمده چرا؟ چون متوني كه منبع اين بازتوليد بوده‌اند در دسترس همه شاعران نبوده و اين وسط، برخي خون دواوين بسياري را بر گردن گرفته‌اند! قصه شعر نو دهه هشتاد، به همين تلخي است و تلخ‌تر، آن است كه اين دهه را مي‌توان پراستعدادترين دهه شعري پس از مشروطه ناميد اما دريغ...!
«هواي هرات» دفتري است از «علي الفتي» شاعري كه نه مدعي است نه راديكال و نه چندان درگير «بازتوليد» و از آن دست معدود شاعراني است كه من در ترسيم چشم‌انداز شعر دهه نود، بر وجوه نوآورانه‌شان، تا حدي كه به شعري پيشنهاددهنده و متعادل و مخاطب‌پذير دست يابيم، تأكيد دارم با اين همه كي مرده كي زنده، اگر زد و چنين نشد، من دستم را پيشاپيش در آب چشمانم شسته ام در آبي كه سوگواري شعر جوان و نوي ايران را، در خود پنهان دارد!
«چرا كه من
چند باره او را ديدم
كه روي دست‌هايش راه مي‌رفت
و پاهايش در فضا رها بودند
گفتم: چرا اين گونه مي‌روي؟
گفت: وارونه ديدن تو
و اين كه زمين سقف آسمان است
تا مردگان عبور كرده‌اند از سوراخ‌هاي جهان
اين گونه درختان ريشه‌هايي رها هستند
آن روز رفت
با همان دست‌ها
طوري كه دست از پا نمي‌شناخت»
و البته مي‌توانيد بپرسيد در اين آينده فرضي شعر الفتي، موسيقي كلمات چه جايگاهي دارد كه ظاهراً ندارد و جاي تأسف است. تأسف شخصي؛ نه فقط به اين دليل كه فقدان مخاطب، بخش قابل ملاحظه‌اي از مخاطب‌پذيري اثر را مي‌كاهد كه بيشتر به اين دليل واضح كه شعر چيست مگر ترنم كلمات؟ ‍[لطفاً دوستان جوان، يك خروار حواشي ادبي برخاسته از پردازش فلسفي ـ و نه ادبي ـ ادبيات را در چارچوب ترجمه‌هايي ناقص، اقامه دليل نكنند كه آخرش مي‌شود بازتوليد همان روش‌هايي كه راديكال‌هاي ادبي دهه هفتاد كردند و اگر خوب بود، نتيجه مي‌داد لابد!]
دو: زنبور، اليوت، بابك
«چقدر مهمان براي استخوان‌هايم دعوت كرده‌اي
و چقدر هم دوست داشتم از سير تا پياز برايم گريه كني
سنگ‌ها به هنگام برش گريه نمي‌كنند
و تكه شدن آغاز زيبايي است
بس كن ديگر من نيز نام مادرم (كافيه) است
نام مهمان‌هاي تو را هم مي‌گذارم ليلا / حتي مادرم
باراني كه از سمت خانقين مي‌آمد هميشه نحس بود
و دهان باز قبرگبري‌ها روي لب‌هايشان خنده بود
لب‌هاي تو ديگر نيستند درست شبيه عكس‌هاي راديوگرافي
مرگ به استخوان مي‌رسد آن وقت مي‌افتد به جان استخوان ...
حالا از بادها
از آن كتيبه محلي برايت بگويم
از قبله روبگرداني طوري كه لحد از لحد تكان نخورد
هنوز در حياط دبستان قديمي است
بادي مي‌آيد پر از شيهه‌ي اسب ...»
شعر الفتي البته از آن «سهل‌گرايي» متمايل به «ممتنع محوري» خالي است گرچه گاه به سمت زبان سهل ميل مي‌كند اما چندان اين ميل غليظ نيست كه بتوان اين شعرها را «مخاطب محور» فرض كرد يا بهتر بگويم «مخاطب عام محور»! شعر او، فاقد جذابيت‌هاي زباني نيست گرچه چندان واجد اين جذابيت‌ها هم نيست به كمال؛ يعني ميانه ايستاده، جايي كه از يك سو به شعر دير فهم «معنامحور» مي‌رسد و از سويي ديگر، به شعر ديرفهم «زبان محور» و هميشه هم ميانه ماندن، حسن نيست گاه نشانه بلاتكليفي است تا گز كردن و ميانه را گرفتن! الفتي در «هواي هرات»، چندان «حكايت محور» هم نيست يعني رويكردي كه شعر ديرفهم «معنامحور» را لااقل براي «مخاطب خاص» آماده «نتيجه‌چيني» مي‌كند البته شعرها پراز ارجاعات فرامتني است اما اين ارجاعات، بيشتر محتاج پانويس‌اند تا اين كه در متن به هويتي مستقل بدل شده باشند.
«مرگ زنبور من بيست و سه روزه بود
زندگي تلخ عسل به پاهاي تنگ من
هواي مه گرفته شهر نوزده سالگي دوشيزه گرجي
در بيمارستان بوعلي و بهاري كه به خودش نمي‌رسد
در آن عكس سياه و سياه سواراني
از كنار چارقاپي قصر شيرين با سرعت مي‌گذرند
نامه‌اي ديگر به «اليوت»
از شمال غرب ايران در شهر وهمي بابك ...»
با اين اوصاف، شما مي‌توانيد بپرسيد دليل اين كه نام الفتي را در چشم‌انداز «شعر دهه نود» قرار داده‌ام چيست؟ اين شاعر كه از هر چيز، كمي يا قسمتي را دارد و هيچ يك را به كفايت ندارد، دارد؟
به گمان من، دهه بعدي شعر ايران [اگر نخواهيم به برخي روايات از جمله روايت ميرشكاك استناد كنيم كه استيلاي جهاني انگليسي را به معناي پايان پيشروي شعر پارسي مي‌دانند كه من از معتقدان اين روايت نيستم كه بماناد چرا!] حاصل همه آزمون‌ها و خطاهاي پس از مشروطه خواهد بود و شاعراني داراي بيشترين شانس در دستيابي به زباني نوآورانه، سهل و ممتنع و «مخاطب عام‌پذير» هستند كه آزموده‌ها را آزموده باشند و به زمين گرم خورده باشند. ماشاءالله هزار ماشاءالله! و البته، «زبان ورزي» هم كرده باشند و بتوان بر اين دقيقه هم اتكا كرد كه توانايي تأثيرگذاري بر پارسي‌زبانان را، به «آني» دارا هستند اگر باور کنند كه بهترين مسير كدام سوست؛ و الفتي، دچار چنين خصوصيتي است اگر «دچار» كلمه مثبتي باشد!



+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 8:10 توسط علی الفتی |

علی الفتی منتشر می کند

اولین مجموعه شعر دوزبانه کردی کلهری با ترجمه فارسی

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :19318

1388/8/5
11:58


خبرگزاري دانشجويان ايران - کرمانشاه


اولین مجموعه شعر دوزبانه کردی کلهری با ترجمه فارسی

در پی صدور مجوز انتشار مجموعه شعر دوزبانه کردی - فارسی علی الفتی به نام (سانه ناو) از سوی وزارت ارشاد این شاعر سرپل ذهابی شمشین اثر خود را منتشر می کند.

 

علی الفتی در گفتگو با خبر نگار خبر گزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، با اعلام خبر فوق تصریح کرد: این مجموعه در قالب شعر آزاد و زبان اصلی آن کردی کلهری است که به زبان فارسی ترجمه شده است ترجمه اشعار زیر نظر گروه ترجمه و توسط فریاد شیری، جلیل الیاسی، صادق سامره یی، شیردل ایل پور صورت گرفته است .

 

 وی افزود: این اولین مجموعه شعر به گویش کلهری است که به زبان فارسی ترجمه می شود ویرایش و انتخاب نهایی این مجموعه را سید جبار عزیزی بر عهده دارد .

 

این شاعر کرمانشاهی در ادامه تصریح کرد: تا اواخر ماه آینده یک مجموعه شعر فارسی را به نشر داستان یا سالی جهت اخذ مجوز تحویل می دهم.

 

گفتنی است : پیش از این شاعر کرمانشاهی آثاری همچون خاکستری، راخ، گه رمه شین، به روایت دوربین روسی و هوای هرات را منتشر کرده است.




انتهاي پيام


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 13:23 توسط علی الفتی |

 

برای هوشنگ چالنگی

 رفتي رفت

 

 چرا كه من

چندباره او را ديدم

كه روي دستهايش راه مي رفت

و پاهايش در فضا رها بودند

 گفتم : چرا اينگونه مي روي ؟

گفت : وارونه ديدن تو

و اينكه زمين سقف آسمان است

تا مردگان عبور كرده اند از سوراخهاي جهان

اينگونه درختان ريشه هايي رها هستند  

آن روز رفت

با همان دستها

طوري كه دست از پا نمي شناخت

چاپ شده در کتاب هوای هرات و شماره ۱۲ نوشتا



+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 23:15 توسط علی الفتی |

«هواي هرات» سروده‌ي علي الفتي انتشار يافت

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1388/06/24
09-15-2009
10:57:16
8806-00507: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

مجموعه‌ي شعر «هواي هرات» سروده‌ي علي الفتي منتشر شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب با 46 شعر سپيد همراه است و در 88 صفحه با شمارگان يك‌هزار نسخه از سوي انتشارات بوتيمار به چاپ رسيده است.

علي الفتي كه پيش‌تر دو مجموعه شعر فارسي، دو مجموعه شعر كردي كلهري و يك مجموعه داستان را منتشر كرده است، كتاب‌هاي ديگري را نيز منتشر خواهد كرد: «از مرگ ترسيده بودند» (شعر فارسي)، «سانه ناو» (شعر آزاد كردي كلهري با ترجمه فارسي)، چاپ سوم كتاب «گه‌رمه شين» (شعر كردي كلهري) و مجموعه شعر كردي كلهري (كلاسيك).

انتهاي پيام

كد خبر: 8806-00507


    + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:46 توسط علی الفتی |

    در کتابفروشی های کرمانشاه  تعدادی از کتاب هوای هرات را بصورت امانی گذاشته ام دوستانی که مایل اند این کتاب را تهیه کنند به این نشانی مراجعه نمایند:

    ۱ـکتابفروشی هاشمی/میدان مصدق به سمت چهار راه شیروخورشید

    ۲- کتابفروشی کتیبه /چهارراه اجاق جنب قنادی پوریا /علی پدرام 

    ۳ـکتابفروشی شریعت روبروی پارکینگ شهرداری/آقای پدرام

    ۴- سیناکتاب یا کتابفروشی سینا/سعید شرافتی زنگنه پاساژ حافظ طبقه چهارم

    ۵- خانه کتاب /میدان مصدق جنب اداره کار

    ۶- کتابفروشی جهاد دانشگاهی /جنب دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی

    ۷- کتاب فروشی ایران ـ پارکینگ شهرداری

     درسرپلذهاب

    کیوسک مطبوعاتی اطلاعات واقع در چهار راه احمد ابن اسحاق/حواسی

    کیوسک مطبوعاتی رضایی پور روبروی چاپ فرهنگ/رضایی پور

    کتابفروشی صدرا جنب بانک ملی مرکزی/صدیقی

    لوازم هنری رنگارنگ روبروی دبستان یاسر/ خانم کریمی

    کتابفروشی پارسا روبروی دانشگاه پیام نور / فتاحی فر

    یا رضا حاتمی ۰۹۳۵۸۲۱۸۰۶۵

    دالاهو کرند غرب

    انجمن ادبی شهرستان آقای فرهاد کریمی

    اسلام آباد /آقای یداله بابایی



    + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:18 توسط علی الفتی |